مرتضى مطهرى

49

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اختيار خودشان قرار مىدهند مىگويند تو بيا علم خودت را در خدمت هدفهاى ما قرار بده ، و چاره‌اى هم ندارد . بهترين مثلش دانشمندان اتم شناس هستند . از اينها بيچاره‌تر در دنيا وجود ندارد . در هر جاى دنيا كه يك دانشمند اتم شناس درجه اول پيدا شد ، قدرتهاى سياسى آمدند او را زندانى كردند براى اينكه علم را در اختيار آنها قرار دهد و احياناً دشمن از آن استفاده نكند . يك برنامه مىدهند و مىگويند روى اين برنامه بايد عمل بكنى و حق زندگى غير از اين را ندارى . دانشمندان درجه اول در هركجاى دنيا باشند اسرارى از علوم طبيعى مىدانند كه ديگران نمىدانند . ممكن است در شوروى چندين نفر از اين دانشمندان باشند كه كسى عدد آنها را هم نمىداند ، چون اين گونه افراد جزء اسرارند . همين تعداد هم ممكن است در آمريكا باشد . براى هريك از اينها دهها نفر مأمور و مراقب وجود دارد كه اسرار را به ديگرى تحويل ندهند يا يك وقت ديگران اينها را ندزدند . از اينها بيچاره‌تر در دنيا وجود ندارد ، يعنى اين آزادى كه ما و شما الآن داريم آنها ندارند . حتى با برادر خودش حق ندارد تماس بگيرد ، چرا ؟ براى اينكه ممكن است يك وقت او بخواهد به برادرش مقدارى از اين اسرار را تحويل دهد و بعد برادر او برود اين اسرار را در اختيار دولت ديگر بگذارد و آن دولت از اين لحاظ با اين دولت برابر بشود . پس اين چه عصر علمى است ؟ عصر علم هست اما نه عصر آزادى علم ، بلكه عصر اسارت و بردگى علم ؛ عصر اينكه قدرت ديگرى غير از قدرت علم بر اجتماع بشر حكومت مىكند و آن قدرت ، علما را به عنوان وسيله براى هدفهاى خودش استخدام كرده است . نظريهء مدينهء فاضلهء افلاطون پس اگر ما بگوييم با مقتضيات زمان نبايد به‌طور دربست هماهنگى كرد ، اين مخالفت با علم نيست ، بلكه به واسطهء اين نكته است كه ما مىدانيم هنوز دوره‌اى كه در آن دوره علم آزاد باشد ، عقل آزاد باشد ، دوره‌اى كه علم و عقل بر شهوات مردم ، بر جاه طلبىهاى مردم حكومت بكند نيامده است ؛ يعنى هنوز عصرى نيامده است كه اينشتين حاكم و آمر باشد و روزولت مطيع و مأمور ، بلكه عكس است . افلاطون نظريهء معروفى دارد به نام نظريهء مدينهء فاضله . مىگويد دنيا آن روزى به سعادت نائل خواهد شد كه حكيمان ، زمامداران باشند و زمامداران ، حكيمان . تا